| وبلاگ من | |||||
|
|||||
| نویسندگان |
|
حسینی(12) |
|
موضوعات |
|
عمومی(12) |
|
آرشیو ماهانه |
|
صفحات وبلاگ |
| لوگوی وبلاگ | |
|
|
| لینکدونی |
|
|
| نظرسنجی | |
|
|
| جستجو |
| دوستان |
|
|
|
|
| آمار وبلاگ ... |
|
بازدید های امروز : بازدید های دیروز : كل بازدید ها : كل نظر ها : كل مطالب : افراد آنلاین: نفر |
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و یا لینک دادن به وبلاگ مجاز می باشد . |
ذات باوری و جنگ ستیزی زنان ۱
( عمومی ,
)
در یاداشت قبلی ام نوشته بودم که" جنبش زنان نه در ایران که در کشورهای دیگر نیز کم تر به خشونت کشیده است و حتی کم تر به سوی پوپولیسم گرایش پیدا کرده است و هر چه به ذهنم فشار آوردم که نمونه تاریخی پیدا کنم که جز این باشد به یادم نیامد ، در حالی که نمونه هایی از جنبش های دانشجویی و کارگری می توانستم پیدا کنم. من به طور دقیق نمی دانم دلیلش چیست ؟ به نظر من جنگ و خشونت و انقلاب پدیده هایی مردانه اند . شاید از این روست که جنبش زنان به صلح و محیط زست و اصلاحات بیش تر توجه می کند تا به راه هایی که به جنگ منتهی می شود . به نظر من اگر زنان در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز شرکت بکنند ، فقط با همین دلایل خواهد بود ؛ تر س از جنگ و خشونت که با رای آوردن برخی از نامزد ها احتمال آن بالا می رود. "
نوشتن این چند سط برایم هم چون با صدای بلند فکر کردن بود و بیان جرقه ای ذهنی که آنی می آید و اگر با کسی در میانش نگذاری فراموش می شود ؛ اما خوشحال شدم که دوستان پای این یاداشت کوتاه پیام هایی ارزنده گذاشتند.
امشاسپندان نوشته است : جنبش زنان در ذات خود ضد جنگ وصلح طلب است و همواره این زنان فمینیست بودند كه پیشرو در تظاهرات ضد جنگ و خشونت بودند.
این جنبش اساسن به صلح تمایل دارد و دقیقن به همین دلیل كه زنان و كودكان قربانیان جنگ و خشونت هستند تمایلی به خشونت ندارد.
من در این نکته با امشاسپندان موافقم که زنان و کودکان بیش ترین آسیب را از جنگ می بینند و شاید دلیل صلح طلبی جنبش زنان در همین نکته باشد ، اما با " ذاتی بودن " این ویژگی در زنان چندان موافقتی ندارم ، چرا که این نوع "ذات باوری " خود می تواند به این جا بیانجامد که تفاوت های دیگری را نیز که تاریخی است ، ذاتی بدانیم و این بیش ترین آسیب را می تواند به جنبش زنان بزند.
من در این زمینه با سیما بیش تر هم نظرم که نوشته است : " "زن" و "زنان" مفاهیمی ذاتی نیستند که ویژگی های همگونی در سراسر دنیا داشته باشند. جنبش زنان هم از نظر من ذاتاً ضد جنگ و خشونت نیست. بستگی به نوع جنبش دارد. گروه "فمینیست اکثریت" در امریکا از حمله امریکا به افغانستان دفاع کرد، در حالی که بسیاری از گروه های دیگر فمینیستی ضد جنگ بودند. موافقم که جنگ با ساختار مردانگی رابطه ای نردیک دارد و نقش های غالب مردانگی و زنانگی در زمان جنگ تولید و بازتولید می شوند، اما با نوعی ذاتگرایی که زنان را لزوماً ضد جنگ و یا فاقد توانایی خشونت می داند مخالفم. در ضمن انقلاب همانقدر مردانه است که زنانه! متاسفانه نقش سازنده زنان در انقلاب ایران به کل فراموش شده. چه زنانی که اسلحه به دست گرفتند، چه انهایی که با استفاده از چادر، اطلاعات، اسلحه و غیره و غیره را دور از چشم ارتش به مکانهای لازم بردند. و چه آنهایی که زخمیان را نجات دادند. "
من هم با این که زنان را ذاتا ضد جنگ بدانیم موافق نیستم ، اما تجربه تاریخی نشان می دهد که صلح طلبی و ضدیت با جنگ از ویژگی های جنبش زنان در روزگار ماست ، اما این بدین معنا نیست که آنان در درک و دریافتشان از صلح و جنگ اشتباه نکنند و پشتیبانی فمنیست های اکثریت از جنگ را هم می توان از همین زاویه بررسی کرد . به عبارت دیگر پشتیبانی آنان از جنگ به خاطر تلقی نادرست آنان ایجاد شده است ، تلقی که هر چند اشتباه بودن آن برای ما روشن است ؛اما آنان چه بسا به خاطر ضدیت با جنگ و تروریسم و دفاع از مردم مظلوم عراق ! به چنین اقدامی رضایت داده باشند . به هرحال به گمان من حاصل این اشتباه هم هزینه بسیار دارد .
نکته دیگری که علیرغم مخالفت با ذات باوری در این زمینه ، به آن فکر می کنم این است که این ویژگی می تواند به ویژگی دیگر زنان یعنی " حس مادری " بر گردد . حس مادری به زنان توانایی پذیرش " دیگری " و تلاش برای بهبود وضعیت او را می بخشد . حضور دیگری در زندگی آنان به آنان توانایی از خود گذشتن می دهد و توانایی این که به زندگی دیگران بیاندیشند و دیگران راقربانی خواسته های خویش نکنند
اما فریده غائب درباره این موضوع نظر دیگری دارد و می نویسد: "به نظر من غیر از دلایلی مثل ویژگیهای صلح طلبی و جنگ ستیز بودن زنان دلیل دیگری نیز وجود دارد.وجود خشونت یکی از ویژگیهای جنبشها در تعاریف کلاسیک است.تعریف کلاسیک جنبش که خشونت را جزئی از خود می دانست در دنیای ارتباطات و پست مدرن جای شک دارد.جنبشهای جدید ضرورتن نباید خصلت خیابانی و پر از خشونت داشته باشند.دلیل اینکه در جنبش زنان خشونت کمتر دیده می شود وجود ابزارهای چانه زنی و نقش پررنگ تشکلهای زنان است.زمانی همه چیز به دو قطب تقسیم می شد یا موافقان و یا مخالفان حکومت.اپوزیسیون با سازماندهی جنبشی که نمودهای ظاهری داشت در رسیدن به اهداف خود تلاش میکرد اما تشکلهای زنان توانسته اند این ویژگی را در خود جذب کنندو به عنوان واسط میان توده و حکومت خواستهایشان را بیان کنند که این حرکت یعنی ایجاد یک هویت جمعی در زنان .حتی همین حرکت وبلاگ نویسان برای ایجاد هویت جدید و مشترک زنان را نیز میتوان جنبش تلقی کرد. جنبشی بدون خشونت. "
من با نظر فریده درباره نقش تشکل ها موافقم ، اما در دوره به قول او کلاسیک هم که تشکل های زنان نقش ندارند ، نیز جنبش زنان اهل خشونت و پوپولیسم نیست ، ضمن این که خصلت های دنیای امروز را به دنیای مردان نیز می توان تعمیم داد ،اما چرا این دنیا پر از خشونت و حرکت های پوپولیستی است ؟
من به سهم خودم از همه این پیام ها آموختم و این امکان برایم فراهم شد که از پنجره های دیگری نیز به موضوع نگاه کنم . اما من به چند دلیل این نوشته را نپسندیدم ؛ اگر چه در آن نیز حقایقی بود که ما را به تامل وا می دارد : "نمی دانم چیزهایی كه راجع به زنان گفتید آیا واقعا" نظر شخصی شما است یا اینها را گفتید كه زنان ترغیب شوند و در انتخابات شركت كنند . اما این را می دانم كه جامعه زنانه بر خلاف دوستی كه نوشته بود اگر زورشان برسد پدر مردها را در می آورند . موجوداتی هستند كه هرچقدر قدرتمند تر شوند مهربان تر و صبور تر خواهند بود . یك چیز را خوب می دانم حضور زنان همیشه برای مردان دستاویزی بوده تا به اهداف خودشان برسند و وقتی كه بدست آوردند اولین قربانیان باز همین زنان هستند . اعتمادی به جامعه مردانه شما نداریم . اگر قرار است نقشی بازی شود بهتر است بدانید كه زنان قرار است نقش خودشان را بازی كنند نه آن چیزی كه شما می خواهید . آمار ها نشان می دهند مردان ایرانی در هر موقعیت شغلی . علمی . اجتماعی . سیاسی باشند همان رفتاری را با زنان دارند كه یك مرد بی سواد و عامی و بقول معروف سنتی دارد . ( این آمار مربوط به روزنامه شرق تابستان سال گذشته است ) . پس بهتر است شما در مورد زنان و حضور فعال یا غیر فعال آنان نظر ندهید مگر اینكه به همسرتان . مادرتان . دخترتان همانگونه نگاه كنید كه دوست دارید به شما نگاه شود . آنان همانقدر حق زندگی كردن داشته باشند كه شما دوست دارید داشته باشید . با مردها در نظر همیشه به یك نتیجه می رسیم : " شما (یعنی زنها ) درست می گوید اما ... ولی ... اگر . و این پیش شرطها برای اثبات نظرات قرون وسطی در واقع راه هر گفتگو و ایجاد ارتباط را برای جهان زنانه و مردانه می بندد. شما همانقدر آزاد هستید كه زنان هستند . حالا می توانید بفهمید كه چقدر نا آزاد هستید . "
من درباره انتخابات چندین بار نظرم را گفته ام ، هم رای دادن را انتخاب کرده ام و هم می دانم که به که می خواهم رای بدهم و هم همه تلاشم را می کنم تا دیگران نخست به رای دادن و سپس رای دادن به نامزد مورد نظرم ترغیب شوند و در این هم هیچ عیبی نمی بینم که بخواهم چیزی بگویم که به آن باور نداشته باشم . ضمن این که هر نوع خط کشی بین زن و مرد را که راه گفت و گو را ببندد ، ناپسند می دانم چه به نام دفاع از زن باشد چه برای دفاع از مرد.
نوشته شده توسط حسینی در دوشنبه 28 آذر 1384 ،
ساعت 04:12 ق.ظ
مادر سایت های ضد جنگ
( عمومی ,
)
نوشته شده توسط حسینی در دوشنبه 28 آذر 1384 ،
ساعت 04:12 ق.ظ
راهكار امام علی(ع) برای جذب مخالفان
( عمومی ,
)
امام علی(ع) در نامهای(1) به ابنعباس فرماندار خود در بصره مینویسد:
]ابنعباس![ بدان كه بصره فرودگاه ابلیس و كشتزار آشوبهاست, لذا دلهای مردم آن شهر را با نیكیكردن روشن نمای و گره ترس را از دلهایشان بگشای.
گزارش پلنگخویی و خشم و درشتی كردنت علیه بنیتمیم به من رسیده است؛در حالی كه]خودت میدانی[ هیچ اختری از بنیتمیم فروننشسته, مگر اینكه اختری فروزانتر از میان ایشان برآمده است. نه در روزگار جاهلیت كسی توانسته با كینهكشی و خونخواهی بر آنان برتری جوید و نه در دوران اسلام. این را نیز آگاه باش كه آنان خویشاوندی گسترده و نزدیكی ویژهای با ما دارند, اگر ما پیوند این خویشاوندی را استوار كنیم, پاداش خود را بهدست آوردهایم, و با بریدن پیوند خویشی بارسنگین گناهی را بر دوش برداشتهایم.
ابوالعباس! خدایت رحمت كناد, در هر نیكی و بدی كه از دست و زبانت برآید, با نرمش و مدارا باش؛ زیرا ما هر دو, در پیامد هر رفتاری كه از تو سر زند, با هم شریك میباشیم, و در جایگاه گمان شایسته ای كه در نزد من داری ماندگار باش, مبادا نگرشم دربارة تو به سستی گراید. بدرود!
یكی از سرسختترین دشمنان بنیهاشم, بخصوص علی(ع), بنیامیه, و بسیاری از تیرهها و طوایف و سران قبیلة قریش بودند. همین افراد و گروهها بودند كه به هر طریقی وارد میشدند, تا علی(ع) به زمامداری نرسد و چون برخلاف میلشان, پس از سه مرحله از زمامداری افرادی از تیرههای مختلف قریش, مردم یكپارچه او را به زمامداری برگزیدند, همة سران و سروران و طبقة ممتاز, از قریش و غیرقریش, نخست به مخالفت و كارشكنی برخاستند, و سپس به جنگ با امیرالمؤمنین(ع) كمر بستند.
امام علی(ع) نخست تلاش بسیاری كرد تا مردم را از جنگ خانمانسوز میهنی و برادركشی بر كنار دارد؛ سپس بهجای خشونت و ستیزهجویی با نرمش و مدارا كوشید مخالفان را به راه حق راهنمایی كند. لیكن دشمنان قسمخورده و مخالفان امتیاز از دست داده, هدفی جز بازگردانیدن امتیازات بیدادگرانة پیشین خود نداشتند؛ زیرا عدالتاجتماعی و مردمگرایانة علی همة امتیازات را از ویژگان وسران و اشراف به جاهلیت برگشته و به رفاه و مصرف خو كرده, سلب كرده در اختیار عموم گذاشته بود و حاضر نبود كه به اندازة سر سوزنی در راه حق با كسی سازش كند, و برای جلب طرفداری سران و اشراف بانفود, به ناحق كوچكترین امتیازی بدهد.
به همین جهت, در نخستین روزهای بهدست گرفتن مسئولیت ادارة امور مردم با جنگ میهنی بصره روبهرو شد, و چون طرفداران جنگ بههیچروی حاضر نشدند به حق گردن گذارند, و جز به جنگ به چیز دیگری رضا ندادند, امام هم با تلخی تمام و از روی اضطرار به بسیج سپاه پرداخت.
جنگافروزان و ستیزهجویان, بصره را بهعنوان پایگاهی علیه امام برگزیده بودند و از وجهه و حیثیت امّالمؤمنین در میان تودة مردم سود جستند و بیشتر سران بصره و شمار زیادی از مردم آنجا را به جنگ با امام كشانیدند.
امام با عدة كمی از مردم مدینه و یاران نزدیكش به پیگرد جنگافروزان آمده بود تا آنان را از جنگ و برادركشی منصرف كند, و چون در اینباره توفیق نیافت, به مردم كوفه پیغام داد كه به یاری او بشتابند.
علت اینكه بصره پایگاه مخالفان علی(ع) و كوفه پایگاه طرفداران او شد, این بود كه وقتی در زمان خلیفة دوم, كوفه بهصورت شهری تازهتأسیس در آمد, و بسیاری از مردم حجاز پس از جنگها و كشورگشاییهای نخستین در كوفه و بصره جای گزیدند, طوایف و قبایل قریش از مردم مكه كه غالباً تجارتپیشه و اهل سوداگری بودند, در شهر بندری بصره سكونت اختیار كردند؛ و مردم مدینه كه مردمی كشاورز بودند, در كوفه و در كنار رودخانة فرات مسكن گزیدند. ساكنان بصره به طبیعت قرشی و مكی بودنشان تمایلات اموی داشتند, و از دیرباز با بنیهاشم و بهویژه با علی(ع) مخالف بودند, و در جنگ بصره ـ كه به علت جلوداری و نشستن عایشه روی شتر به ?جنگ جمل? مشهور شد ـ جانب طلحه و زبیر را گرفتند و با امام جنگیدند.
مردم كوفه كه كشاورزپیشه بودند و به جامعة مدنی نزدیكی و سازگاری بیشتری داشتند, و به پیشینة تاریخی از انصار مدینه بودنشان, یا برخی نیز از نژاد ایرانی بهشمار آمدنشان, از دیرباز طرفدار علی بودند, و در این جنگ به طرفداری از او برخاستند, و تلاشهای فرماندارشان ابوموسی اشعری, شخصیت وابسته به قریش و سوداگر را, برای نرفتن به جنگ و در خانه نشستن و موضع بیطرفی و بیتفاوتی گرفتن را نقش بر آب ساختند, و همگی به طرفداری حق با باطل جنگیدند تا اینكه حق پیروز شد و باطل به سختی و زاری شكست خورد.
پس از این پیروزی, امیرالمؤمنین بر جسد طلحه ـ بزرگترین دشمنش كه بر خلاف زبیر میدان جنگ را خالی نكرد و در همان جا پافشاری كرد تا كشته شد ـ گریست, برایش اظهارتأسف كرد و بر جسدش نماز خواند و با احترام دفن كرد. عایشه را با عزّت و احترام تمام در یكی از خانههای وسیع اشرافی بصره جای داد, و عدهای را گماشت تا مبادا برخی از ماجراجویان تهی مغز به او بیاحترامی كنند, و خود شخصاً برای اظهار تفقّد به آن خانه رفت تا از وی دیدن و دلجویی كند, و چون دید آن خانه, لانة مخالفان و مخفیگاه فراریان و شكستخوردگان جنگ جمل شده, وسایل مناسب و در خور شأن و محترمانهای فراهم كرد و عایشه امّالمؤمنین را به مدینه فرستاد, و هنگام عزیمت كاروان, امام خود به بدرقهاش آمد و به مردم اعلام كرد كه كینهای نسبت به عایشه در دل ندارد, و از مردم خواست كه احترام گذشتة او را, بهعنوان همسر محترم پیامبرشان همچنان نگاه دارند.
امام حتی آتش بیار اصلی شورش علیه عثمان و جنگافروز اساسی علیه خود, مروانبن حكم را هم كه برای بیعت مجدّد با او آمده بود, به شفاعت حسن و حسین, بخشید. و همة دشمنان و مخالفان دیگر را مورد عفو و گذشت قرار داد و با تساهل و تسامحی بیمانند با آنان رفتار كرد, و همة مخالفان ستیزهجو را بدینوسیله در كمند محبّت خود گرفتار ساخت.
امام نزدیك به یك ماه پس از جنگ جمل در بصره ماند, و پس از سر و سامان دادن بدان شهر جنگزده و پرآشوب, دست راست خود ابنعباس را به فرمانداری آن شهر گماشت, و خود به كوفه هجرت كرد.
امیرالمؤمنین بدان جهت مهمترین و نزدیك ترین یار و مغز متفكّر اداری و اجتماعی و عقیدتی خود را بر آن شهر فرماندار كرد كه با گروههای شكستخورده و فتنهجو, با مدارا و نرمش و تدبیر و تدبّر برخورد كند, و رفتاری خردمندانه و حسابشده و جذبكننده با آنان داشته باشد و بهگونهای رفتار نكند كه دوباره آتش خفته در زیر خاكستر را شعلهور سازد, و با توجه بدان كه مسئلة شام هنور حل نشده و میرود تا بهصورت فتنهای فراگیر درآید, بصره بهصورت پایگاه فتنهجویان شود, و امام ناچار گردد در دو جبهه با مخالفان مقابله كند.
پس از چندی كه امام در كوفه به اصلاح نابسامانیها سرگرم بود, به وی گزارش رسید كه ابنعباس با افراد قبیلة بنیتمیم كه در جنگ جمل از مخالفان و دشمنان سرسخت امام بودهاند, با خشونت و تندخویی برخورد كرده است.
امام با نوشتن و فرستادن این نامه, هم به ابنعباس رهنمود میدهد, و هم سیاست راهبردی خود را برای همة كارگزاران و فرمانداران خویش اعلام میكند. نخست موقعیت اجتماعی و سیاسی شهر بصره و پیشینة آن سرزمین را برای ابنعبّاس تشریح میكند, و سپس وضع موجود پس از جنگ را برایش توضیح میدهد و مینویسد كه بصره جایگاهی برای شیطانهای فتنهانگیز و محیط مناسب و زمینهسازی برای آشوبهای تفرقهافكنانه و تنشآفرین است؛ و به وی یادآوری میكند كه تو نباید با رفتاری خشن و تلافیجویانه دامنة آتش فتنه را گسترش دهی, و درنتیجه اجتماع را به پرتگاه نابودی بیفكنی؛ پس تیرگی و عداوتی را كه بر اثر جنگ و برادركشی تحمیلی در دلهای آن مردم ایجاد شده است, با نیكیكردن بزدای, و چراغ دوستی را در تاریكخانة دلهایشان برافروز, و گرة عقدة ترس از انتقامگرفتن را كه هماكنون با احساس شكست در درونشان بسته شده است, با گذشت و به فراموشی سپردن گذشتهها, از درونشان باز كن؛ زیرا این مردم بر اثر تبلیغات زهرآگین دشمنخویان و قدرتطلبان و فتنهانگیزان, و از روی ناآگاهی به جنگ با ما برخاستند, و كیفر رفتار ناشایست خود را هم با شكست و خواری و پشیمانی چشیدهاند, و اكنون شهروند این كشور هستند, شایستهاند دلهایشان و عواطف و احساساتشان به شیوهای انسانی بازسازی گردد و بدانان اطمینان داده شود كه از این پس میان آنان و دیگر شهروندان سراسر جهان اسلام تفاوت و تبعیضی گذاشته نخواهد شد, و همگان در دیدة مسئول و كارگزار یكسان هستند.
با عموم مردم باید چنین رفتار و سیاستی در پیش گرفت, و گروههای مختلف را هم باید شناخت, و با توجه به پیشینه و فرهنگ و موضعگیریهای اجتماعی آنان, به جذب و بازگشتشان به جهان محبّت و همدلی و وحدت تلاش كرد.
ابنعباس دل دریایی علی(ع) را نداشت, و از سوی دیگر اهل بده و بستان و معاملات سیاسی بود, و با چنین خصلتی, رسیدن به قدرت و حكومت را فرصتی میدانست كه از مخالفان سیاسی و عقیدتی بیست و پنج سال گذشته و غاصبان حقّ علی انتقام بگیرد. لیكن علی در عالَم دیگری سیر میكرد؛ او به شیوة هدایتی خدا و پیغمبر, قصد انسانسازی داشت, نه حكومت كردن و در قدرت ماندن. همانگونه كه پیامبر رحمت پس از فتح مكه, با دشمنان دیروز خود رفتاری برادرانه در پیش گرفت, و پس از فتح سرزمین, شهر دلهای رمیده و ترسان را هم گشود و سرشار از آرامش و محبّت نمود, امام نیز پس از پیروزی بر یاران جمل و رفتن به شهر بصره درِ رحمت و تساهل و تسامح را بر روی دشمنان دیروز خود گشود, و جز كسانی كه دلشان سرشار از كینههای دیرینه بود, همگان را بهصورت دوست درآورد, و همة تلاش خود را بر آگاه ساختن مردم متمركز كرد و كوشید كه دوستی و طرفداری احساسی و عاطفی مردم را بهصورت دوستی و طرفداری آگاهانه درآورد.
از سوی دیگر, با آگاهی ژرف مردمشناسانه, و سیاست جذب, به ابنعباس یادآوری میكند كه بنیتمیم پیش از اسلام افراد دلیری بودهاند كه زیر بار هیچ زور و ستمی نمیرفتهاند, و اگردر حال حاضر هم كسی بخواهد بدانان زور بگوید و بدانان ستم كند زیر بار نمیروند, و درنتیجه فتنهای بر پا میخیزد كه هرگز فرونمینشیند. از این گذشته آنان خویشاوندی نزدیكی با ما دارند, ما باید بیگانگان را هم, با خوشرفتاری و مدارا, به خویشاوند و خودی تبدیل كنیم؛ چه رسد به همپیوندان خونی كه اگر از راه عقیده و ایمان احساس همبستگی نكنند, میتوان از راه خویشاوندی دلشان را بهدست آورد.
نكتة مهم و آموزندهای كه امام در پایان نامه, از جهت مدیریتی مطرح میكند, مسئولیت مشترك سلسلة مجریان كشور, از صدر تا ذیل, و از رهبر تا كوچكترین, مأمور اجرایی است, و هر كاری كه یكی از مجریان انجام میدهد, چه خوب و چه بد, به حساب همة مسئولان گذاشته میشود, و مسئول بالاتر نمیتواند بههیچ بهانه و عذری, خود را از اعمال زیردستان مبرّا بداند.
به امید درس گرفتن و آموختن این آموزشهای گرانبها بهوسیلة مدّعیان شیعة علی.
پینوشت:
1ـ نهجالبلاغه, نامة 18.
سوتیترها
امام علی(ع): ابوالعباس! خدایت رحمت كناد, در هر نیكی و بدی كه از دست و زبانت برآید, با نرمش و مدارا باش؛ زیرا ما هر دو, در پیامد هر رفتاری كه از تو سر زند, با هم شریك میباشیم
گروههای مختلف را باید شناخت, و با توجه به پیشینه و فرهنگ و موضعگیریهای اجتماعی آنان, به جذب و بازگشتشان به جهان محبّت و همدلی و وحدت تلاش كرد.
با آگاهی ژرف مردمشناسانه, و سیاست جذب, به ابنعباس یادآوری میكند كه بنیتمیم پیش از اسلام افراد دلیری بودهاند كه زیر بار هیچ زور و ستمی نمیرفتهاند, و اگردر حال حاضر هم كسی بخواهد بدانان زور بگوید و بدانان ستم كند زیر بار نمیروند, و درنتیجه فتنهای بر پا میخیزد كه هرگز فرونمینشیند
نوشته شده توسط حسینی در دوشنبه 28 آذر 1384 ،
ساعت 04:12 ق.ظ
داخلی. سیاسی. سفر رییس جمهور.
( عمومی ,
)
رییس جمهوری خطاب به دشمنانی كه در صدد محروم كردن ایران از فناوری هستهای صلحآمیز هستند، گفت: همه كسانیكه در رویاهای شیرین خود بر علیه جمهوری اسلامی ایران تصمیم میگیرند ، چشم خود را باز كنند كه مصمم تر ، انقلابی تر از جوانان دوران جنگ تحمیلی آماده دفاع از پیشرفت و توسعه كشور و حراست از مرزهای علم و دانش اسلامی هستند.
"محمود احمدی نژاد" روز پنجشنبه در جمع مردم شهرستان دهلران تاكید كرد: جوانان دنیا بیهوده تلاش میكنند ، زیرا جوانان ایران با شور و نشاط فراوان در صحنههای سازندگی كشور حضور دارند و به امید خدا قلههای رفیع علم و دانش را طی خواهند كرد.
وی با تاكید بر حق جمهوری اسلامی ایران در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای گفت: استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای حق مسلم ماست و هیچ كس نمی تواند مارا از این حق محروم كند.
احمدی نژاد با اشاره به استفادههای فراوان از انرژی هستهای در بخش صنعت، پزشكی و انرژی گفت: ما روزانه یك میلیون و ۶۰۰هزار بشكه نفت در داخل كشور مصرف میكنیم كه این رقمی بالغ بر ۳۰میلیارد دلار برای كشور هزینه دارد كه در صورت استفاده از انرژی هستهای ، این هزینه نصف خوا هد شد.
رییس جمهوری خطاب به دشمنانی كه در صدد محروم كردن ایران از فناوری صلحآمیز هستهای هستند ، گفت: همه كسانیكه در رویاهای شیرین خود بر علیه جمهوری اسلامی ایران تصمیم میگیرند ، چشم خود را باز كنند این دهلران است و دیار مردان و زنان انقلابی و سخت كوشی كه مصممتر از گذشته در دفاع از مردم این كشور محكم و استوار ایستادهاند.
وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: دولت بر آمده از اراده پولادین مردم مصمم است با همه توان عدالت را در سرزمین بر پا كند.
احمدی نژاد با بیان اینكه راه بر پایی عدالت با مشكلات و موانعی مواجه است ، افزود: ملت عزیر ایران و جوانان مومن ، پاك و پرشور همراه و در كنار دولت خواهند بود.
وی اجرای عدالت را جز سختترین و مشكلترین مراحل برپایی حكومت اسلامی ذكر كرد و افزود: در اجرای عدالت مرزها پیچیده و گاهی انسان مجبور است برای اجرای عدالت با دوستان ، برادر و نزدیكان نیز برخورد كند.
رییس جمهوری تاكید كرد: اجرای عدالت جز با حضور مردم محقق نخواهد شد و مردم در هر كجا بیعدالتی را دیدند باید با فریاد آنرا به گوش مسوولان برسانند.
وی ازحضور جوانان در صحنههای پر شور انقلاب تقدیر كرد و گفت: دولت مصمم است همه توان خود را در راه خدمت به جوانان در قالب تعاونی ها ، شركتها و گروهها برای آبادانی كشور بكار گیرد.
احمدی نژاد گفت: من مطمن هستم جوانان عزیر در جای جای كشور میتوانند مناطق را در راه پیشرفت همه جانبه ، رفاه اجتماعی و توسعه همه جانبه قرار دهند.
وی خطاب به جوانان شهرستان دهلران گفت: من از شما میخواهم با كمك دولت دهلران را به یكی از شهرستانهای نمونه كشور تبدیل كنید.
رییس جمهوری پس از سخنرانی در بین مردم دهلران ، این شهرستان را به مقصد مهران ترك كرد.
وی قرار است تا ساعاتی دیگر در بین مردم شهرستان مرزی مهران سخنرانی كند.
---> سفر رییس جمهور.جنگ.دفاع.ایرنا.نسل سوم.
نوشته شده توسط حسینی در پنجشنبه 24 آذر 1384 ،
ساعت 05:12 ق.ظ
اقدامات غرب در جهت مخدوش نشان دادن انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج)
( عمومی ,
)
نوشته شده توسط حسینی در سه شنبه 22 آذر 1384 ،
ساعت 05:12 ق.ظ
Design by: irLearn.com
|
عضویت در خبرنامه ی وبلاگ :
|